عماد الدين حسن بن علي الطبري
358
مناقب الطاهرين ( فارسي )
گرفت . دست چپش نيز بينداخت و به دوزخ رفت . مشركان به هزيمت رفتند و مسلمانان در غنيمت افتادند . و اين حكايت در پيش گذشت . مسأله : چون رسول ( صلعم ) متوفّى شد ، امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه : انّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله امامنا حيّا و ميّتا . ده ده و پنج پنج مىرفتند و نماز بر وى مىكردند روز دوشنبه و آن شب سهشنبه ، تا همهء مردان و زنان مدينه و حوالى آن از قبايل عرب نماز بر آن حضرت كردند . در موضع دفن وى خلاف افتاد ، امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : انّ اللّه سبحانه و تعالى لم يقبض نبيّا فى مكان الّا و ارتضاه لرمسه فيه . و انّى دافنه فى حجرته الّتى قبض فيها . مسلمانان بدان راضى شدند . چون از نماز فارغ شدند ، عبّاس مردى را به [ ابو ] عبيدهء جرّاح فرستاد كه حفّار مكّيان بودى و به زيد بن سهل ابى طلحه فرستاد كه حفّار مدنيان بودى و لحد كردى تا گور بكندند . امير المؤمنين على ( ع ) و عبّاس و فضل و اسامة بن زيد شروع كردند به دفن رسول اللّه ( صلعم ) . انصار از پس سر آواز كردند كه : يا علىّ ، انّا نذكّر اللّه و حقّنا اليوم من رسول اللّه ان يذهب . ادخل منّا رجلا يكون لنا حظّ من مواراة رسول اللّه . على ( ع ) فرمود كه : ليدخل اوس بن خولىّ ، رجل من بنى عوف بن الخزرج . و وى بدرى بود . على عليه السلام او را به گور فرو فرستاد و رسول ( ص ) را برداشت و به وى داده تا وى را به گور فرو برد پس او را از گور بيرون آورد و وى به گور فرو شد و رسول ( ص ) را بسپرد به خدا و تسليم كرد . امير المؤمنين ( ع ) سر كفن بگشود و روى مبارك وى بر خاك نهاد ، روى فرا قبله كرد بر جانب راست ، پس خشت فراچيد . « 1 »
--> ( 1 ) - اعلام الورى / 144 .